تبليغاتX
عشق فقط یک کلام حسین علیه السلام

 نگاهي به حماسه مصطفي مازح،

 جواني كه كابوس سلمان رشدي شد

تولد: 3 محرم 1347 شهادت: مرداد 1368 ـ 2 محرم 1410 (شب تولدش)

علت شهادت: بر اساس اطلاعات غير رسمي، نيروهاي اطلاعاتي انگلستان از وجود جواني عرب در هتلي كه سلمان رشدي (نويسنده كتاب آيات شيطاني) به آنجا مي‌رفت، باخبر شدند و پس از دستگيري، او را روي صندلي اتاقش نشانده و مقداري از مواد منفجره (كه براي عمليات استشهادي عليه سلمان رشدي تهيه ديده بود) را به بدنش بستند و او را به شهادت رساندند. مصطفي مازح، اولين شهيد در راه اجراي حكم امام(ره) بود.

عكس‌العمل دولت انگليس: جنازه قطعه‌قطعه شده مصطفي را هشت ماه نگه داشتند و از هر كس كه او را مي‌شناخت، در هر كشوري كه بود، بازجويي كردند.   محل دفن: روستاي دير قانون در جنوب لبنان (مزرعه پدرش)

عكس‌العمل دولت لبنان: اجازة تشييع پيكر مصطفي داده نشد.

شرح داستان در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط bachekarim  | 

پلاك شناسايي او «يا حسين» بود

شهدا را بچه‌هاي خودمان در منطقه شلمچه عراق در حضور عراقي‌ها كشف كرده بودند

 و تحويل عراقي‌ها داده بودند تا در مراسم تبادل، به طور رسمي وارد خاك كشورمان كنيم.

اسامي شهدا مشخص بود. روز مذاكره كه روز قبل از تبادل در شلمچه صورت گرفت، ژنرال «حسن الدوري» رئيس كميته رفات ارتش عراق گفت: چند شهيد هم ما پيدا كرده‌‌ايم كه تحويلتان مي‌دهيم و به فهرستتان اضافه كنيد.

يكي از شهدايي بود كه عراقي‌ها كشف كرده بودند، گمنام بود. هويتش معلوم نبود. سردار باقرزاده پرسيد: از كجا مي‌گوييد اين شهيد ايراني است؟ اين شهيد هيچ مدركي دال بر تشخيص هويت نداشته!

پاسخ عراقي‌ها جگرمان را حال آورد و هويت شهيدانمان را هم به عراقي‌ها و هم بار ديگر به ما يادآور شد. ژنرال بعثي گفت: همراه اين شهيد پارچه قرمزرنگي بود كه روي آن نوشته شده «يا حسين شهيد». از اين پارچه مشخص شد كه ايراني است!

 

بله، حتي دشمن هم ما را با عشقمان به حسين(ع) مي‌شناخت.

+ نوشته شده در  88/04/09ساعت   توسط bachekarim  | 

بسم رب الشهدا والصدیقین

شقایق ها   غریبانه    شکفتند           به دست خون چه مظلومانه خفتند

برای   درد   ما    فریاد   کردند           ولی  حرف دل  خود  را  نگفتند

31 خرداد سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران تسلیت باد

تولد:

در سال 1311در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک متولد شد.

بقیه در ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/03/30ساعت   توسط bachekarim  | 

سواستفاده از نام شهید برای رسیدن به مقاصد شخصی:

سایت انتخاباتی میرحسین موسوی:

خانواده شهيد شيرودي از جمله مادر ايشان از کانديداتوري مهندس موسوي در انتخابات رياست جمهوري حمايت کرد

مادر شهید شیرودی:

 درج نام پسرم(شهيد شيرودي) را در کنار اسامي

دين ستيزان و ضدانقلابيون تحمل نمی کنم

+ نوشته شده در  88/02/28ساعت   توسط bachekarim  | 

بسم رب الشهدا والصدیقین

مردان خدا چه با صفا میمیرند

دلباخته در راه خدا میمیرند

گویی که رسید حکم آزادیشان

خندان لب و با میل و رضا می میرند

شهید سرافراز امیر سپهبد صیاد شیرازی

۲۱ فروردین سالروز شهادت امیر سپهبد صیاد شیرازی گرامی باد

ولادت:1323

شهادت:21/1/78

مطالی جالب درباره آن شهید بزرگوار به همراه گزیده ای از وصیتنامه ایشان را در ادامه مطلب بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/01/17ساعت   توسط bachekarim  | 

هفتم اسفند سالروز شهادت سردار شهید حسین خرازی گرامی باد

بسم رب الشهدا والصدیقین

گر مرد رهی میان خون با ید رفت                وز پای فتاده سر نگون باید رفت

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس              خود راه بگویدت که چون باید رفت

شهید سرفراز اسلام شهید حسین خرازی فرمانده لشگر14امام حسین(ع)

 

ولادت:1336 اصفهان

شهادت:7/12/1365

 مطالبی جالب و زیبا و وصیتنامه آن شهید بزرگوار را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/12/03ساعت   توسط bachekarim  | 

یاد شهدا بخیر...

 وصيت نامه شهدا رو نگاه مي کنم. وصيت نامه اولين شهيد، دومين شهيد، شهيد بعدي، شهيد...
همه رو خوندم. تو همه وصيت نامه ها يه نکته مشترکه چشم ميخوره. قطعاً اتفاقي نبوده. حتماً يه چيزي ميدونستن که نوشتن ديگه:
" آهاي اونايي که بعد از ما انقلاب به دستتون مي افته؛ اينوخوب بدونيد که ما براي دفاع از اسلام و انقلاب رفتيم. ما به خاطر پيروي از رهبر و اماممون رفتيم بجنگيم. اونايي که بعد ما اين مملکت دستتونه بايد از رهبري پيروي کنيد. مبادا روزي برسه که از فرمان رهبر سرپيچي کنيد..."
حالا ميرم ببينم اون رهبر و امامي که شهدا براي پيروي از فرمانش جونشونو دادن، چي گفته؟
"پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا اين انقلاب به دست دشمنان اسلام نيفتد."

بقیه تو ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/11ساعت   توسط bachekarim  | 

بسم رب الشهدا والصدیقین

آنان را که از مرگ می ترسند از کربلا میرانند

 اولین شهید محراب آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی

 ولادت: 1333 قمری تبریز

شهادت:10/8/1358 مصادف با عید سعید قربان

مطالبی خواندنی از آن شهید بزرگوار رامی توانیددر ادامه مطلب بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/07ساعت   توسط bachekarim  | 

بسم رب الشهدا والصدیقین

هست فهمیده آن گل لاله     آن گل سرخ سیزده ساله

هست فهمیده آن گل پرپر   آنکه فرموده امام ما رهبر

ولادت:اردیبهشت 1346( مصادف با سوم محرم)

شهادت:8/8/۱۳۵۹

شهید محمد حسین فهمیده

من به شما ثابت می کنم که می توانم به خط بروم ولیاقت آن را دارم.

او برای اثبات لیاقت خود یک باربه تنها یی به میان عراقی ها رفته ولباس و اسلحه ای از عراقی ها به دست می آورد و...

بقیه در ادمه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/02ساعت   توسط bachekarim  | 

۲۱ مهر سالروز شهادت پنجمین شهید محراب آیت الله اشرفی اصفهانی تسلیت باد

زندگی نامه آیت الله اشرفی اصفهانی

آیت الله اشرفی اصفهانی در سال 1281 ش در خمینی شهر اصفهان در خانواده ای روحانی متولد شد . شهید اشرفی تحصیلات ابتدایی مقدماتی را در خمینی شهر گذرانده و در سن 12 سالگی جهت ادامه تحصیل راهی اصفهان شد و طی حدود ده سال از محضر علمایی چون آیت الله سید مهدی درچه ای ، آیت الله سید محمد نجف آبادی، مرحوم فشاركی مرحوم مدرس استفاده كردند.

ایشان دوران طلبگی خود را با نهایت عسرت و مشقت اقتصادی گذراند و در مدتی كه در حوزه اصفهان بودند هر هفته فاصله میان اصفهان تا خمینی شهر را كه دوازده كیلومتر بود طی می كردند خود می فرمود: دوشنبه خواركم تمام می شد سه شنبه دو ریال پولم را خرج می­كردم، چهارشنبه كه آخرین روز تحصیل بود بدون پول و غذا می گذراندم .

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/15ساعت   توسط bachekarim  | 

۵ مرداد سالروز پیروزی  عملیات مرصاد و شکست دوباره منافقین کوردل گرامی باد

برای شادی روح تمامی شهدا و خصوصا مرد خستگی ناپذیر عملیات مرصاد

شهید صیاد شیرازی صلوات بفرستید

 

 

شرح عملیات در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/01ساعت   توسط bachekarim  | 

 

         

اوايل سال 72 بود و گرماى فكه.

در منطقه عملياتى والفجر مقدماتى، بين كانال اول و دوم، مشغول كار بوديم.

چند روزى مى شد كه شهيد پيدا نكرده بوديم. هر روز صبح زيارت عاشورا مى خوانديم و كار را شروع مى كرديم. گره و مشكل كار را در خود مى جستيم. مطمئن بوديم در توسلهايمان اشكالى وجود دارد.

آن روز صبح، كسى كه زيارت عاشورا مى خواند، توسلى پيدا كرد به امام رضا(ع). شروع كرد به ذكر مصائب امام هشتم و كرامات او. مى خواند و همه زار زار گريه مى كرديم. در ميان مداحى، از امام رضا طلب كرد كه دست ما را خالى برنگرداند، ما كه در اين دنيا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان اين شهدا به آغوش خانواده هايشان است و...

هنگام غروب بود و دم تعطيل كردن كار و برگشتن به مقر. ديگر داشتيم نااميد مى شديم. خورشيد مى رفت تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرين بيل ها كه در زمين فرو رفت، تكه اى لباس توجهمان را جلب كرد. همه سراسيمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست، شهيد را از خاك در آورديم. روزى اى بود كه آن روز نصيبمان شده بود. شهيدى آرام خفته به خاك. يكى از جيب هاى پيراهن نظامى اش را كه باز كرديم تا كارت شناسايى و مداركش را خارج كنيم، در كمال حيرت و ناباورى، ديديم كه يك آينه كوچك، كه پشت آن تصويرى نقاشى از تمثال امام رضا(ع) نقش بسته، به چشم مى خورد. از آن آينه هايى كه در مشهد، اطراف ضريح مطهر مى فروشند. گريه مان درآمد. همه اشك مى ريختند. جالب تر و سوزناكتر از همه زمانى بود كه از روى كارت شناسايى اش فهميديم نامش «سيد رضا» است. شور و حال عجيبى بر بچه ها حكمفرما شد. ذكر صلوات و جارى اشك، كمترين چيزى بود.

شهيد را كه به شهرستان ورامين بردند، بچه ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ اين مسئله را دريابند. مادر بدون اينكه اطلاعى از اين امر داشته باشد، گفت:

«پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(ع) داشت...».

از خاطرات برادران تفحص

+ نوشته شده در  87/04/30ساعت   توسط bachekarim  |